زين الدين محمود واصفى

294

بدايع الوقايع ( فارسى )

كه امير عرب در زير زمين خانه‌اى ساخته بوده از سقف [ وى ] روزنى گذاشته ، و از آن‌جا آن خانه را پرطلا و نقره ساخته بوده . بعد از وقوع اين امر عالىجناب سيادت‌مآب سيد شمس الدين محمد كورتى كه مدرس مدرسهء عبيد اللّه خان بودند فرمودند كه : ديگر در اين ولايت بودن از مصلحت « 1 » نيست . طلبهء مدرسه متفرق گرديدند و هركدام رخت اقامت به گوشه‌اى كشيدند . اين كمينه در ملازمت حضرت مخدومى عزيمت نموديم كه از راه هندوستان به زيارت كعبه زادها اللّه تعالى شرفا متوجه شويم . چون به نواحى تاشكند رسيديم درآمدن در آن ديار مصلحت نديده متوجه قصبهء فركت گرديديم . و آن‌جائى است در غايت خوشى و نهايت دلكشى كه باغ ارم از خجالت آن روى در پردهء اختفا كشيده ، و روضهء رضوان از رشك چشمه‌سارش از حوض كوثر آب در دهان آورده ؛ آبهاى باصفايش چشمهء حيوان را به خاك سياه نشانيده ، و مستنشق هواى جان‌فزايش نفس جان‌بخش مسيحا را باد هوا پنداشته . ( 54 b ) و كدام صفت « 2 » و منقبت به آن برابرى مىكند كه عالى - جناب معالى انتساب قدوة الاماجد و الاماثل زبدة الاعالى و الافاضل حضرت شيخ الاسلام ، مرجع ائمة الكرام غوث الاسلام و مغيث المسلمين المختص بعواطف الملك الخلاق معز الدين خواجه عبد الرزاق آنجا توطن اختيار كرده‌اند « 3 » . و اين كمينه را در مدح آن عالىحضرت رباعى به خاطر رسيده بود به طريق صنعت اشتقاق متضمن مطلعى معما به اسم خواجه [ و آن ] رباعى اين است : جان در طلب خواجهء با استحقاق * جويان شده نيك « 4 » بينش بس مشتاق « * »

--> ( 1 ) - P : بودن مصلحت ( 2 ) - B 2 : وصف ( 3 ) - A ، C : توطن داشتند ( 4 ) - A ، C : نيك و ( * ) س 21 : كذا ، شايد : نيك بينيش بس مشتاق